ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1569
سفرنامه شاردن ( فارسى )
بود ، با اين تفاوت كه پيراهن بلندى روى آن مىپوشيدند . عدهء كشيشان اين قصبه صد تا صد و بيست نفر بود كه عموما افراد تنگدست و تنكمايه و عامى و نادان بودند ، و چون دستشان از مال دنيا تهى مانده بود رو به دين و دير آورده بودند . در جلفا سه هزار و چهارصد تا سه هزار و پانصد خانه وجود دارد . بيشتر خانههاى خوب و مجلّل در طول رود ساخته شده . برخى از آنها زرنگار و چنان با شكوه و عالى است كه مىتوان آنها را در رديف قصرها و كاخها به شمار آورد . شاه عباس بزرگ و شاه صفى اول كه به آسايش و رفاه ارامنه سخت علاقهمند بودند همواره در نكوداشت و حمايت آنان به جدّ تمام مىكوشيدند . اين دو پادشاه آنان را به برآوردن بناهاى بزرگ و با شكوه تشويق مىكردند ؛ در اين كار مهم به آنان مدد مىرساندند ، و در جشنهاشان شركت مىكردند . عنايت و عطوفت اين دو پادشاه مايهء آبادانى جلفا و توانگرى ارامنهء آنجا شد و بسى نپاييد در ميان آنان بازرگانان توانگرى ظهور كردند كه سرمايهشان از دو سه ميليون درگذشت . اكنون وضع دگرگون ، و از آن همه نعمت و ثروت كاسته شده ، اما هنوز هم ميان ارامنه خانوادههاى دولتمندى كه داراييشان بيش از يك ميليون است وجود دارد . جلفاى نو چهار ناحيه دارد . دورترين نواحى آن اقامتگاه گبران است ، و به آن گبرآباد مىگويند . در سه ناحيهء ديگر ارامنه سكونت دارند . يكى از آن سه ناحيه به نام شيخ يوسف بنّا ، ديگرى به شمس آباديان معروف است ، و اين دو ناحيه از آن اين نام يافتهاند كه ساكنان آنها در زمانهاى پيش در دو محله بدين اسم در اصفهان سكونت داشتهاند ، و محلّه سوم ايروانلو نام دارد از آنكه غالب ساكنانش مسيحيان ايروان پايتخت ارمنستان كبير مىباشند كه به اين جا كوچيدهاند . اروپاييان غالبا در اين محلّ سكونت اختيار مىكنند ، و ژزوئيتها jesuites نيز نوانخانهء خويش را در همين كوى بر پا داشتهاند ، زيرا با همهء كوششهايى كه به كار بردند نتوانستند مانند مبلغان مذهبى رومى در شهر جايى براى خويش بيابند . ژزوئيتها در سال 1645 تحت سرپرستى كشيشى به نام پرريگوردى PereRigauedy وارد ايران شدند . آنان سفارشنامههايى از پاپ ، پادشاه فرانسه ، و برخى از فرمانروايان مستقل مسيحى به همراه داشتند . اما تحف و هدايايى با خود نياورده بودند ، و پيداست كه در مشرق زمين هيچ سفير و نماينده و فرستادهاى بدون آوردن هديه به نيكويى پذيرفته نمىشود . پرريگوردى با دربار ايران دربارهء اتحاد